علم و دانش از دیگاه اسلام

comments 0

علم و دانش از دیگاه اسلام

علم و دانش از دیگاه اسلام:«قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِينَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا یَعْلَمُونَ»۱ اسلام علم را اساس همه ارزش‌ها و جهل را ريشه همه مفاسد فردی

اجتماعی و انسان را در هر حركتی نيازمند شناخت می‌داند و از او می‌خواهد كه عقايد، اخلاق و اعمالش مبنای علمی داشته باشد، اما كدام علم و كدام معرفت؟ كدام علم معيار ارزش انسان است و موجب تكامل او؟ چه دانشی به او سود می‌رساند و راه او را در دنيا و آخرت هموار می‌كند؟ و آخر اين‌كه تشويق‌ها و تأكيدهای اسلام نسبت به علم، ناظر به چيست؟
علم در اسلام دو مفهوم دارد:‏ يكی را حقيقت و اصل علم می‌ناميم و ديگری را ظاهر و فرع آن. از نظر اسلام علم حقيقت و جوهری دارد و ظاهر و پوسته‌ای. انواع علوم رسمی، اعم از اسلامی و غير اسلامی، پوسته علم محسوب می‌شوند و حقيقت علم و معرفت چيز ديگری است. آن‌جا كه گفته می‌شود: «خدا و فرشتگان و دانشمندان گواهی می‌دهند كه جز او هيچ معبودی نيست» ۲ و يا «آنان كه دانش يافته‌اند می‌دانند كه آن‌چه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده، حق است.» ۳ سخن از حقيقت و جوهر علم است و آن‌جا كه گفته می‌شود «فقط پس از آن‌كه علم برايشان حاصل آمد، راه تفرقه پيمودند» ۴ و يا «كسانی كه كتاب آسمانی به آنان داده شده با يكديگر به اختلاف نپرداختند، مگر پس از آن‌كه علم برای آنان حاصل آمد.» ۵، سخن از ظاهر و پوسته علم است.
حقيقت علم نوری است كه در پرتو آن، انسان جهان را آن‌گونه كه هست می‌بيند و جايگاه خود را در هستی می‌يابد. نور علم مراتبی دارد كه بالاترين آن نه تنها انسان را با راه تكامل خود آشنا می‌كند بلكه او را در اين مسير حركت می‌دهد و به مقصد اعلای انسانيت می‌رساند. قرآن كريم با صراحت از اين نور سخن می‌گويد: «آيا كسی كه مرده دل بود و زنده‌اش كرديم و برای او نوری پديد آورديم تا در پرتو آن در ميان مردم برود، چون كسی است كه گويی گرفتار در تاريكی‌هاست و از آن بيرون آمدنی نيست.» ۶
امام علی(ع) درباره اين نور و مهم‌ترين خاصيت آن يعنی رساندن انسان به مقصد اعلای انسانيت می‌فرمايند: ‏«عقلش را زنده داشته و نفسش را كشته است تا آن‌جا كه درشتی‌هايش خرد و خشونت‌هايش نرم شده و نوری پر فروغ برايش درخشيدن گرفته است كه شاهراه توحيد را روشن سازد و در پرتوش راه پيموده شود. بدين‌سان درها يكی پس از ديگری او را به آستان سلامت مطلق و برای اقامت جاويد می‌راند و ثابت قدم و استوار در جايگاه امنيت و آسايش ثبات می‌يابد، زيرا كه او قلب خود را به‌كار گرفت و پروردگارش را خشنود كرد.» ۷
آيات و احاديثی كه نورانيت انسان را مقدمه حركت صحيح او به سوی كمال مطلق می‌دانند و يا علم را به نور تفسير می‌كنند و يا علم را ملازم با ايمان خدا و رسالت انبيای الهی و همراه با صفات پسنديده و اعمال شايسته می‌دانند در واقع جوهر و حقيقت علم را بيان می‌كنند، ‏دليل اين‌كه اين نور را مغز علم و همه علوم رسمی را پوسته علم می‌شماريم، آن است كه ارزش علوم رسمی به آن وابسته است. جوهر علم است كه به علم ارزش حقيقی می‌دهد و علم را در خدمت انسان و در جهت تكامل و بهروزی او قرار می‌دهد، بدون آن نه تنها علم فاقد خواص و آثار علم می‌شود، بلكه تبديل به يك عنصر ضد ارزش و ضد انسانيت می‌شود. حضرت علی(ع) فرموده‌اند: «بسی دانشمند كه نادانی‌اش او را كشته و دانشی كه به همراه داشته، او را سودی نبخشيده است.» ۸
اين سخن بيانگر سرنوشت علم در جهان امروز است، جامعه متمدن و دانای امروز از نادانی رنج می‌برد و قربانی جهل خويش است. اين چنين است كه علم، بشر را به كره ماه می‌رساند، اما نمی‌تواند در حركت انسان به سوی كمال مطلق و رشد و تكامل وی نقشی داشته باشد.
مبدأ علوم رسمی، حس و عقل و راه تحصيل آن تعليم و تعلم است و مبدأ نور علم، قلب است، اما اين علم آموختنی نيست و راه تحصيل آن در گام نخست زدودن موانع و در گام دوم فراهم ساختن زمينه‌های پيدايش آن است. نور علم ريشه در فطرت انسان دارد و تحصيل آن به معنای فراهم ساختن شرايط شكوفايی فطرت است كه در اين حالت، علم خود آشكار می‌شود، «دانش در دل‌های شما سرشته است، به آداب روحانيان متأدب شويد تا برايتان آشكار شود.» ۹
نقش محصل در تحصيل نور علم ، تنها فراهم ساختن زمينه پيدايش آن است و گرنه فروغ نور علم هديه‌ای است الهی به انسان‌های شايسته كه از عالم غيب سرچشمه می‌گيرد و كانون جان را روشن می‌كند: «دانش، نور و پرتوی است كه خدا در دل‌های دوستانش می‌تاباند.» ۱۰ هر چند نور علم قابل تعليم و تعلم نيست، اما بی‌ترديد مقدمات آن نياز به تعليم و تعلم دارد و واجب‌ترين وظيفه انبيای الهی و اوصيا و وارثان آنان همين است. اميد آن‌كه تمامی اساتيد و دانشجويان در همه رشته‌های علمی با رعايت آداب تعليم و تعلم به نور علم دست‌يابند.
مسلمانان از آغاز به كتاب و نگارش توجه خاصی داشتند كه شايد كمتر بتوان چنين اشتياقی را در ميان امت‌ها و ملت‌های ديگر سراغ گرفت. چنان‌كه از لحظات آغازين علنی شدن دعوت اسلام مسأله كتاب و نگارش (به‌ويژه نگارش وحی و آيات الهی) مطرح شد و همزاد و دوشادوش تمدن اسلامی به پيش رفت. مسلمانان به كتاب عشق می‌ورزيدند و كتاب معشوق آنان بود. تأليف، تدوين، حفظ و نگهداری آن نيز افتخار آنان بود. اسلام دين خواندن، دين دانستن و به تعبير رساتر دين كتاب است و كتاب يعنی علم، و علم و معرفت از اركان اساسی دين مبين اسلام است.
آموزش‌های اين ‌آئين روشن كرد كه تعليم و تعلم فريضه‌ای است كه بايد همه در آن شركت جويند. دعوت به قرائت، اولين آيه نزول يافته بر پيامبر اكرم (ص) است، و قرائت وسيله علم‌آموزی و علم‌اندوزی است. از سوی ديگر دعوت به قرائت بسته به نگارش و كتابت است و از ابزار نگارش، قلم [است] و قلم ابزار علم و وسيله تعبير افكار، احساسات و انديشه‌هاست و بدين‌سان قلم نيز از شأنی عظيم برخوردار بوده و از عظمت و جلالت آن همين بس كه خداوند سبحان در دومين سوره‌ای كه بر پيامبر عظيم‌الشان اسلام نازل فرموده نسبت به آن قسم ياد می‌كند: «و سوگند به قلم و آن‌چه می‌نويسند.»
هدف اصلی از اين سوگند و ديگر سوگندهای قرآنی نسبت به واقعيات طبيعی و آفريده‌ها و مصنوعات عالم شهود و ناسوت، تعظيم و تكريم آنها و نيز جلب توجه نوع بشر به مخلوقات برای پی بردن به خواص و منافع مادی و معنوی پديده‌های جهان و در پی آن درك عظمت قدرت، علم و تدبير خالق انسان و جهان است. ظهور اسلام نويد‌دهنده آغاز عصر جديدی در تاريخ جهان و به‌خصوص مشرق زمين بود. آموزش آئين و مذهب جديد بيداری و ايجاد انگيزه و علاقه به يادگيری را باعث شد. چنان‌كه در آيات و سوره‌های آغازين وحی اين امر به خوبی مشهود بود.
اسلام علاوه بر طرح مسائل و مباحث توحيدی، در تأكيد بر آموزش و كسب علم، دستوراتی داشت تا نه تنها پيروانش مذهب خود را بهتر بشناسند، بلكه آموخته‌های خود را به ديگران نيز انتقال دهند. دعوت به تعقل و تفكر در آيات متعدد قرآنی نيز در حقيقت دعوت به علم و دانش است، و علم بسته به ايمان و همراه و همزاد آن. چنان‌كه خداوند سبحان از درجات اهل ايمان و علم اين‌گونه تعبير می‌كند: «… خداوند از ميان شما، مؤمنان و دانش‌يافتگان را به مرتبه‌هايی بلند فرا برد.»
شكی نيست كه در پشت پرده اين بيداری، تعاليم پيامبر گرامی اسلام(ص) نقش اصلی را بر عهده داشت (اگرچه او خود خواندن و نوشتن نمی‌دانست.) درواقع قرآن، پيامبر(ص) را به‌عنوان معلمی می‌داند كه پيام خداوند را به مردم تعليم داده و ابلاغ می‌كند، و خود نيز در عمل و گفتار، مشوق مسلمانان در امر آموختن و فراگيری علم بود. چنان‌كه بعد از جنگ بدر هر كدام از اسيران كه توانايی پرداخت فديه را نداشتند در صورتی كه به ده تن از اطفال مدينه خط و سواد آموزش می‌دادند آزاد می‌شدند.
تكريم و بزرگداشت علم و مقام و جايگاه عالم از جانب قرآن، پيامبر گرامی اسلام و بزرگان دين، مسلمانان را از اقصی نقاط دارالاسلام به سوی علم و دانش سوق داد و از سرچشمه‌های معرفت بهرمند ساخت و روز‌به روز تأليفات آنان فزونی يافت. دايره تحقيقات، توسعه و گسترش يافت و هر جا كه اسلام حاكميت داشت، علم و ادب به سرعت پيشرفت كرد. در حقيقت در دوره استحكام و استقرار فرهنگ و تمدن اسلام بود كه تأليف و تدوين شكوفا شد.
پی‌ريزی علوم بدون توجه به نگارش و كتابت تحقق نمی‌يافت. اين نگارش در حوزه‌های مختلفی از جمله تفسير آيات قرآن، نوشتن خصوصيات رفتاری و احوال شخصی پيامبر، خطبه‌ها و احاديث ايشان، نگارش اشعار، مدايح و مراثی شاعران در تأييد دين و رخدادهای آن و… همه اينها باعث رواج فكر و انديشه دينی و پيدايش فرهنگ نگارش و كتابت و در نتيجه پديداری علومی مانند تفسير، فقه، حديث، تاريخ و جز آن شد.
با ظهور دولت عباسی نهضت ترجمه به ياری و حمايت از مؤلفين وارد عرصه شد و به‌دنبال آن حوزه كتاب گسترش يافت و حتی علومی را كه نزد امت‌های غير مسلمان اعم از يونانی، ايرانی، رومی، هندی و… بود نيز شامل شد. اندك زمانی از دوره مأمون نگذشته بود كه حركت و روند تأليف به گونه‌ای توسعه يافت كه همه علوم و فنون، آداب دينی و دنيوی را فرا گرفت. كتاب عموميت يافت و در تمام شهرها و بلاد اسلامی منتشر و پراكنده شد. كتابخانه‌های عمومی و خصوصی گسترش يافت.
توليد‌كنندگان و فروشندگان كاغذ در سرتاسر حوزه اسلام به فعاليت پرداختند. نويسندگان، خطاطان و حتی هنرمندان، همه را مفتون و شيفته هنرمندی خود ساخته بود. جمع‌آوری كتاب از اقصی‌نقاط جهان و حفظ و نگهداشت آن وسيله فخرفروشی و مباهات خلفا و عالمان بود. زمانی كه اروپا در گرداب قرون وسطايی خود دست‌و‌پا می‌زد و از هر چه دانش و نوآوری علمی بود بيزاری می‌جست، كشور اروپايی اندلس چونان ستاره‌‌ای پرنور در جهان دانش می‌درخشيد، به‌گونه‌ای كه در قرن چهارم هجری تنها در شهر قرطبه هفتاد كتابخانه عمومی وجود داشت و كتابخانه‌ای كه «عبدالرحمان دوم» در قرطبه تأسيس كرد و «حكم دوم» آن‌را كامل كرد دارای بيش از چهارصد هزار كتاب بود كه تنها فهرست آن‌ها به ۴۴ جلد می‌رسيد.
اينك با گذشت قرن‌ها از آن دوران پرشكوه و با عظمت فرهنگ و تمدن اسلامی و با وجود آن همه جنگ‌ها و آتش‌سوزی‌ها و … آن‌چه از كتب و آثار مكتوب گذشتگان به يادگار مانده است تعداد قابل توجه و فراوانی است كه در كتابخانه‌های مختلف جهان گردآوری شده‌اند و اگر امروز كتابخانه‌های سراسر دنيا (فرانسه، آلمان، انگليس، هلند، ايرلند، اسپانيا، روسيه و…) به خود می‌بالند اين افتخار و بالندگی در حقيقت به جهت وجود منابع كمياب و بی‌نظيری است كه به يادگاری از مسلمانان در اختيار آنان قرار دارد. اين ميراث شكوهمند در حقيقت امانتی است در نزد ما و وظيفه ما در قبال اين امانت: ۱ـ احيا و نشر آن همراه با تحقيقات استوار و متقن علمی
۲ ـ مطالعه و بررسی عميق و همه‌جانبه اين آثار، تا از خلال آن به دريافت و فهم محتوای فكری، روحی، آداب و سنن و به‌طور كلی انسانيت تجسم يافته در فرهنگ و تمدن اسلام نائل شده و بدين وسيله ميراث اين تمدن بزرگ را در كتابهايی كه دربردارنده علم، فكر و روح اصيل اسلامی است، دوباره در ميان مسلمانان و جوامع اسلامی به جريان اندازيم.
مفهوم كتاب در نزد اعراب جاهلی و صدر اسلام يك مفهوم دينی بود كه مراد از آن وحی بود و اهل كتاب نيز يهود و نصاری بودند. در عرف مسلمانان مفهوم كتاب، قرآن كريم بود و سپس اين نامگذاری توسعه يافت و بر هر آن‌چه كه به‌صورت مكتوب تدوين شده بود اعم از نامه‌ها، رساله‌ها، اسناد و مدارك، اوراق و برگه‌ها و… نيز اطلاق شد. چنان‌كه نامه‌های پيامبر اسلام(ص) كه برای دعوت به اسلام به مناطق مختلف ارسال شد «كتب الرسول» ناميده می‌شد و به تدريج اين نامگذاری شيوع و گسترش يافت و شامل هر آن‌چه كه مكتوب بود شد.
پيش از رسالت پيامبر اكرم(ص) خط و سواد در ميان اعراب جاهلی رايج بود، ولی ميزان آن ناچيز تصور می‌شود و علت اين امر نيز زندگانی صحرانشينی آن‌ها بود، اما بعضی از مردم حجاز (عربهای مقيم شمال و جنوب حجاز) كه مشهورترين آن اعراب مردم يمن هستند، نوشتن را به واسطه اخلاق شهرنشينی و مسافرتهايی كه به شهرهای مختلف داشتند فرا گرفتند؛ گرچه ميان عامه اعراب جاهلی نسبت به ادبيات شفاهی، قصه و شعر دوستداران فراوانی وجود داشت.
كتاب و نگارش در شهرهايی مانند مكه، يثرب و‌ به‌خصوص يمن ظهور يفت و دور از انتظار نيست كه كتاب به معنای چيزی كه از چندين اوراق و صحيفه به وجود آمده در آنجا يافت شود. اما كتابهای اوليه كه به دست ما رسيده‌اند يا مورخان ذكری از آنان به ميان آورده‌اند متعلق به قرن اول هجری است؛ مانند كتاب اخبار‌اليمن و اشعار و انساب كه درباره تاريخ حميريين است و مشتمل بر اسما پادشاهان گذشته و بعضی از قصص و اخبار و وقايعی است كه در دوره جاهليت به وقوع پيوسته است.

توثیق: شورای علمای انجمن

ناشر:بخش فرهنگی