شعبه ها و مراتب ایمان

شعبه ها و مراتب ایمان

comments 0

شعبه ها و مراتب ایمان

شعبه ها و مراتب ایمان در حدیث؛ عَن ابی هریره(رض) قَاَلَ قَاَلَ رَسُولُ اللهِ:

الْإِيمَانُ بِضْعٌ وَسَبْعُونَ شُعْبَةً،فَأَفْضَلُهَا قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَدْنَاهَا اِمَاطَةُ الْأَذَى عَنْ الطَّرِيقِ، وَالْحَيَاءُ شُعْبَةٌ مِنْ الْإِيمَانِ. (متفق علیه)

ترجمه: از حضرت ابو هریه رویاست اکه رسول  اکرم فرمودند:

 برای ایمان بیش از هفتاد شعبه وجود دارد  افضل آن شهادت (لا اله الا الله) است

و پائین ترین آنها دفع چیز های مزاحم از از سر راه است. و حیا شاخه ای از ایمان است.

شرح:

در این حدیث برای ایمان بیش از هفتاد شعبه ذکر گردیده است

در این مورد شارحین حدیث نظریه های متفاوتی بیان کرده اند؛

بعضی ها گفته اند غالباً مراد از این حدیث بیان کثرت است و عرب ها فقط برای مبالغه و کثرت لفظ هفتاد را به کارمیبرند و بیش از هفتاد برای اثبات بیشتر بیان کثرت است.

ولی بعض از آنها از لفظ (بضع و سبعون) عدد خاصی  یعنی هفتاد و هفت را مراد گرفته اند.

به دلیل اینکه لفظ بضع برای هفت به کار برده میشود و طبق نظر خویش برای تعین هفتاد وهفت شعبه ایمان کوشش و تلاش کرده اند

 ولی با تعمق و تدبر بیشتر مشخص میشود که همه اینها تخمین ها و حدس های بیش نیستند

 و محل بحث و نظر اند لذا راجع چنین به نظر میرسد که منظور آن حضرت صلی الله علیه وسلم

بیان کثرت بوده نه تخمین عدد همانگونه که در محاوره عرب معروف است

و این مطلب را میرساند که برای ایمان شعبه ها و مراتب مختلفی وجود دارد.

دلیل دیگر اینکه

اگر منظور آنحضرت از بضع و سبعون عدد مخصوصی میبود با ابهام آنرا بیان نمیکرد بلکه با وضوح ذکر میکرد چنانکه اقتضا و خواست مقام کلام نیز همین است.

     مراد از مراتب و شعبه های ایمان تمام آن اعمال و اخلاق ظاهری نمایان میشوند.

 همانگونه که درخت سبز و شاداب برگ و ثمره تازه میدهد.

در این صورت تمام اعمال خیر اخلاق حسنه و احوال صالحه جزء شعبه های ایمان اند.

 البته مراتب و درجات آنها مختلف است در این حدیث عالیترین مرتبه ایمان (لا اله الا الله) یعنی شهادت توحید ذکر شده است

و در قبال آن پائین ترین مرتبه ایمان دور کردن شی مزاحم از سرراه عنوان شده است.

در این میان هرچند امور خیری که تصور شوند همه مراتب و شعبه های ایمان اند چه مربوط به حقوق الله باشد و یا مربوط به حقوق بندگان باشد و روشن است که تعداد آنها با هزاران خواهد رسید.

     در پایان حدیث نسبت به حیا به طور خاص ذکر شده است که شعبه مهم از دین است

علت یا این است که در آن موقع آن حضرت از کسی نسبت به حیا نقص و کوتاهی را مشاهده فرموده بود، که برای اصلاح آن به طور خاص چنین تذکر داد (همانطوریکه روش خاص معلمین داناست)

یا اینکه چون حیا از لحاظ اخلاق بشری دارای مرتبه و مقام والائی است، آنرا به طور خاص یاد آوری فرمودند.

حیا یگانه خصلتی است که آدمی را از بسیاری گناهان و پستی های اخلاقی نجات میدهد.

لذا بین آن و ایمان مناسبت و علاقه خاصی وجود دارد.

یاد آوری !

     لازم به یاد آوری است که حیا فقط مربوط همنوعان نیست بلکه بیش از همه از خالق پروردگار خود باید شرم و حیا داشته باشیم.

عامه مردم بزرگترین بی حیا و بی ادب کسی را میدانند که احترام بزرگان خود را نداشته باشند و در مقابل آنان کار های خلاف عفت و حیا انجام دهند.

 ولی در واقع بزرگترین بدبخت و بی حیا کسی است که از خالق و مولای خویش باک و شرمی ندارد

و با وجودی که میداند که الله تعالی هروقت مرا میبیند و کار های مرا مستقیماً مشاهده میکند و سخنان مرا بدون واسطه میشوند باز هم در مقابل او مرتکب امور ناجایز و خلاف رضای اومیشود.

     پس اگر در آدمی خلق و خوی حیا کاملاً موجود و انگیزه آن بیدار باشد نه اینکه فقط در انظار همنوعان خود زندگی پاکیزه و بی آلایشی خواهد داشت

 بلکه معصیت و نافرمانی پرودگار نیز از  او بسیار کم و نادر سر خواهد زد.

در جامع ترمذی مذکور است که آن حضرت صلی الله علیه وسلم روزی به اصحاب فرموند:

 از خداوند شرم و حیا داشته باشید همانگونه که حق آن است.

     اصحاب عرض کردند الحمد الله ما شرم و حیا داریم ایشان فرموند:

چینین نیست بلکه حق حیا از الله این است که مواظب سر و افکار و شکم وآنچه در آنهاست باشید

 و مرگ و مصایب بعد از مرگ را بیاد داشته باشید.

هرکس این همه را انجام داد و رعایت کرد پس همانا که حق شرم و حیا را نسبت به الله ادا کرده است.

(رواة الترمذی)

نام کتاب:                                     چهل حدیث فلاح

نویسنده:                                                مجمع علمی حرا/ بخش علمی انجمن فلاح

توثیق:                                         شورای علمای انجمن علمی و اجتماعی فلاح

وبسایت:                                       Www.Falah.af