شرک و انواع آن

comments 0

شرک و انواع آن

تعريف شرک:

شرک و انواع آن : چیزی را در آفرینش یا در عبادت با خدا شریک گرداندن، شرک گویند. اغلب شرک

در عبادات انجام می گیرد مثلاً کسی با خدا خوانده شود و یا برخی عبادات مانند: ذبح، نذر، ترس،

امید و محبت برای دیگران انجام شود. به چند علت زیر شرک بزرگترین گناهان است:

  • مشرک در خصائص الهی مخلوق را به خالق تشبیه می ‌کند، لذا هر کس برای خدا شریک قائل شود،
  • گویا او را شبیه خالق قرار داده و این بزرگترین ظلم است، خداوند می‌ فرماید :

﴿إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ﴾ (لقمان / 16)

«شرک ظلم بزرگی است».

و ظلم عبارت است از قراردادن چیزی در غیر موضع خود، لذا هر کس غیر خدا را عبادت کند،

گویا عبادت را در غیرمکانش قرار داده است و حق را به غیرصاحبش داده و این بزرگترین ظلم است.

  • خداوند خبر داده: کسی که از شرک توبه نکند را نمی‌ بخشد، می ‌فرماید:

﴿إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ﴾ (نساء / 48).

«خداوند شریک قراردادن برای خود را نمی‌بخشد [در صورتی که فرد توبه نکند] و هر گناهی

غیر از شرک را برای هر کسی که بخواهد، می ‌بخشد».

  • خداوند خبر داده است که بهشت را بر مشرک حرام کرده و تا ابد در آتش جهنم می ‌ماند و می ‌فرماید :

﴿إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ﴾. (مائده / 72)

«هر کس برای الله شریک قرار دهد خدا بهشت را بر او حرام کرده و جایگاه او جهنم است، و ظالمان هیچ یاری‌ دهنده ‌ای ندارند».

4- شرک تمام اعمال نیک را بر باد و نابود می ‌کند، خداوند می‌ فرماید:

﴿وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ﴾ (أنعام / 88)

«اگر با الله شریک قرار می ‌دادند تمام اعمالی که انجام داده ‌‌اند، از بین می‌ رفت».

و می ‌فرماید:

﴿وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ﴾ (زمر / 65).

«[ای پیامبر!] به تو و پیامبران قبل از تو وحی شده که اگر برای الله شریک قرار دهی، آنچه انجام داده‌ ای از بین می‌ رود و از زیان‌کاران می ‌شوی».

5- خون و مال مشرک حلال است. خداوند می‌ فرماید :

﴿فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ﴾. (توبه / 5)

«هر جا مشرکین را یافتید، آنان را بکشید و به اسارت بگیرید، محاصره کنید و در هر کمین ‌گاهی بر سر راهشان کمین کنید».

پیامبر -صلي الله عليه وسلم- می ‌فرماید:

«أمرت أن أقاتل الناس حتی يقولوا: لا إله إلا الله فإذا قالوها عصموا منی دماءهم و أموالهم إلا بحقها»[1].

«امر شده ‌ام که با مردم قتال کنم تا زمانی که بگویند: لا إله إله الله، هر گاه این را گفتند،

خون‌ ها و مالهایشان را از من مصون کردند بجز در جای خود [در حق خود]».

6- شرک بزرگترین گناهان است، پیامبر -صلي الله عليه وسلم- فرموده

: «ألا أنبئکم بأکبر الکبائر؟ قلنا: بلی يا رسول الله! قال : الإشراک بالله و عقوق الوالدين …» [2].

«آیا شما را از بزرگترین گناهان آگاه کنم؟ گفتیم : بله ای رسول خدا! فرمود : شریک قراردادن با خدا و نافرمانی پدر و مادر …».

علامه ابن القیم[3] می ‌گوید : «خداوند خبر داده که مقصد از خلق و امر این است که الله با اسماء و صفاتش شناخته شود، فقط او عبادت شود و برایش شریک قرار داده نشود، و مردم عدل را در میان خود برپا کنند، زیرا این همان عدالتی است که زمین و آسمانها بخاطر بر پائی آن خلق شده‌ اند. خداوند می‌ فرماید :

﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ﴾ (حديد / 25).

«به تحقیق پیامبرانمان را با دلایل آشکار فرستادیم و با آنان کتاب و عدل فرستادیم تا مردم با قسط و عدل رفتار کنند».

خداوند فرموده : پیامبران خود را فرستاده، کتابهایش را نازل کرده تا مردم به عدل و داد رفتار کنند و

این همان عدالت است و بزرگترین قسط و عدالت توحید است. توحید اساس و پایة عدالت است.

و شرکت و ظلم است همانطوریکه خداوند فرموده است :

﴿إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ﴾ (لقمان / 16)   «شرک همانا ظلمی بزرگ است».

لذا شرک بزرگترین ظلمها و توحید عادلانه ‌ترین عدالتها است، و هر آن چیزی که با این معنی و مفهوم

بیشتر منافات داشته باشد، گناه بزرگتر محسوب می ‌شود، و از آن جا که شرک با این مفهوم کاملاً

منافات داشته و مغایر است، بزرگترین گناهان به حساب می ‌آید، لذا خداوند بهشت را بر هر مشرکی

حرام کرده، خون، مال و اهل مشرکین را برای اهل توحید حلال قرار داده، مسلمانان می ‌توانند

آنان را [پس از جنگ و اسارت] به بردگی خود بگمارند، چون بندگی او را ترک کرده ‌اند.

و خداوند اعمال نیک مشرک را نمی ‌پذیرد، و شفاعت کسی را در حق او قبول نمی ‌کند. و در قیامت خواسته‌ هایش اجابت نمی ‌شود، و آرزویش برآورده نمی‌ شود، مشرک جاهلترین جاهلان به خداوند است چون مخلوق را با خدا شریک گردانده و این-

نهایت جهل به خداست، همانطور که شرک نهایت ظلم در حق خداست، هر چند مشرک در واقع به پروردگارش ظلم نکرده، بلکه به خودش ظلم کرده است». پایان کلام ابن القیم.

7- پنداشتن شریک در حق خدا عیب و نقص است در حالی که خداوند خود را از آن پاک دانسته است.

پس هر کس برای خدا شریک قائل شود در حقیقت چیزی را به خدا نسبت داده که خدا آن را از خود دور کرده است

و این نهایت ستیز و دشمنی با خداوند است.

انواع شرک

شرک دو نوع است :

نوع اول : شرک اکبر که انجام‌دهندة آن از دایرة اسلام خارج می ‌شود و اگر در آن حال بمیرد و توبه نکند،

تا ابد در آتش جهنم می ‌ماند. این نوع شرک زمانی واقع می ‌شود که انسان عبادتی را برای غیر الله انجام دهد.

مثلاً غیر الله را به فریاد بطلبد، یا با ذبح و نذر برای غیرخدا [مانند قبرها، جن و شیاطین]، خود را به

خدا نزدیک کند، به گمان این که مردگان، جن و شیاطین، به او ضرر می ‌رسانند یا او را مریض می ‌کنند.

و از غیرخدا چیزهایی را بخواهد که فقط خدا قادر به انجام آنست مانند برآورده کردن نیازها و

از بین بردن سختی‌ ها، همانند کارهائی که در کنار بناها و گنبدها و آستانه ‌های قبور اولیاء و صالحین انجام داده می ‌شود. خداوند می ‌فرماید :

﴿وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ﴾ (يونس / 18)

«و غیر از الله کسانی را عبادت می ‌کردند که نه ضرری به آنان می ‌رساند و نه نفعی، و می گویند: اینان شفاعت‌ کنندگان ما نزد خدایند».

نوع دوم :

شرک اصغر است که انجام‌ دهندة آن از دایرة اسلام خارج نمی ‌شود لیکن در عقایدش نقص

وارد می ‌شود و وسیله ‌ای است که انسان را به شرک اکبر می ‌رساند، این نوع شرک دو نوع است.

نوع اول : شرک ظاهری، این نوع شرک به وسیلة لفظ و سخن واقع می‌شود.

شرک لفظی : مانند سوگند به غیر الله. رسول الله -صلي الله عليه وسلم- می ‌فرماید : «من حلف بغير الله فقد کفر و أشرک»[4]. «هر کس به غیر الله سوگند بخورد، بیقین که کفر و شرک ورزیده است».

یا بگوید آنچه خدا و تو بخواهی. پیامبر -صلي الله عليه وسلم- خطاب به مردی که گفت

: آنچه خدا و تو بخواهی، فرمود : «أجعلتنی لله نداً؟ قل ما شاء الله وحده»[5]. «آیا مرا شریک خدا قرار داده‌ای؟ بگو : آنچه فقط خدا بخواهد». یا گفته‌ی : اگر خدا و فلانی نبود [آن کار نمی‌شد] که باید بگوید

: اگرخدا بخواهد، سپس فلانی [کار درست می‌شود]، و اگر [کمک] خدا و سپس [همکاری] فلانی

نام کتاب : توحید

مولف: صالح بن فوزان

توثیق: شورای علمای انجمن

ناشر: بخش فرهنگی