داستان آموزنده کودکانه

داستان آموزنده ی کودکانه

comments 0

داستان آموزنده کودکانه

داستان آموزنده کودکانه

1.   داستان آموزنده کودکانه : داستان کوتاه شادی بی ادب داستانی جالب و زیبا است و این قصه کوتاه برای کودکان در رده سنی پاپین آموزده است امیدواریم کودکان عزیز از شنیدن این داستان نهایت جالب لذت را ببرند.
یکی بود یکی نبود دریک جنگل بزرگ چند تا شادی بود عموما وسط درختها زندگی میکردند در بین آنها شادی کوچکی بود به نام قهوه ای که خیلی بی ادب بود همیشه روی شاخه ای می نشست و به یک نفر اشاره میکرد و باخنده میگفت: اینو ببین چه دم درازی داره اون یکی رو چه پشمالو و زشته و بعد قاه قاه میخندید.

2.     هر چه مادرش او رانصیحت میکرد فایده ای نداشت. تا اینکه یک روز در حال مسخره کردن بود که شاخه شکست و قهوه ای روی زمین افتاد.

3.     مادرش او را پیش دکتر یعنی میمون پیر برد.
دکتر او را معاینه کرد و گفت دستت آسیب دیده و تو باید شیر نارگیل بخوری تا خوب شوی.
چند دقیقه بعد قهوه ای بقیه میمونها را دید که برایش شیر نارگیل آورده بودند او خیلی خجالت کشید و شرمنده شد و فهمید که ظاهر و قیافه اصلا مهم نیست بلکه این قلب مهربونه که اهمیت داره، برای همین ازآن ها معذرت خواهی کرد و هیچوقت دیگران را مسخره نکرد.

4.     امیدواریم این قصه کوتاه برای کودکان آموزنده باشد و بیاموزند که هرگز کسی را مسخره نکنند و از روی ظاهر بقیه درباره شخصیت آن ها قضاوت نکنند.

تربیه سالم فرزند اساس جامعه متمدن:

داستان آموزنده ی کودکانه

تربیه سالم فرزند اساس جامعه متمدن:

تربیت فرزند در قرن بیست و یک که عصر انفجار اطلاعات نامیده میشود به یک معضله بزرگ تبدیل شده است .

و خانواده ها با داشتن تمامی امکانات آموزشی و تربیتی شخصیت های آنچنانی که بایست تقدیم جامعه شوند ببارآورده نمی توانند.

آموزه های اسلامی تربیت فرزند را قبل از تولد مورد پرورش قرار میدهد.

تربیت فرزند بنابر اصل و اصول ورانشناسی تربیتی ته پایه جامعه سالم تلقی میگردد.

توثیق: شورای علمای انجمن

ناشر: بخش فرهنگی