تغییر نفس ها

تغییر نفس ها

comments 0

تغییر نفس ها

تغییر نفس ها : رسول الله (صل الله علیه وسلم) می فرماید:

(اضَمنُوا لِي ستا مِن انفُسِكُم اضمَن لَكُم الجَنَه)

(شش چیز را در خود برایم  تضمین کنید تا من بهشت را برای شما ضمانت و تعهد نمایم.)

خواهید دید که نیمی از آن ها از اخلاقیات و نیم دیگر از عبادات است:

1-اصَدُقُو اذا حَدثتُم.(اگر سخن گفتید راست بگویید.)

2-و اوفُوا اذا عاهَدتُم.

(وقتی پیمان بستید به آن وفا کنید.)

3-واَدُوا اذا اوتُمِنتُم.(وقتی به شما امانتی سپرده شد،آن را به صاحبش بسپارید.)

سه تای اول از اخلاقیات است،حال سه تای دیگر را ببینیم:

4-وَاحفَظِوا فُروجَكُم.(شهوت هایتان را کنترول کنید.)

5-وَغُضُوا اَبصَارَكُم.(چشمانتان را فروهشته دارید.)

6-وَصِلُوا ارحَمَكُم.(صلهء رحم خودتان را به جا آورید.)(احمد:5/323).

خواننده عزیز و گرامی! موضوع، مسالهء تغییر ذات و سرشت است، یعنی این شش

چیز را برای من تضمین کنید و من در عوض بهشت را برای شما ضمانت می کنم.

یکی از صالحان سخن بسیار مهمی می گوید:ای مردم!اولین میدان نبردتان،

مبارزه با نفستان است، اگر بر آن غلبه کردید، قدرت غلبه بر غیر آن را دارید و

اگر در برابر نفستان شکست خوردید، در برابر غیر آن ناتوان تر و ضعیف تر می شوید.

کلمهء میدان با معرکه می آید، آیا این طور نیست؟

(إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ)(رعد /11).

(خدا سرنوشت هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود حالشان را تغییر دهند.)

بشتاب!دستت را در دست من بگذار و بر تغییر با من عهد ببند.

این را همیشه مد نظر داشته باشید که خداونداز تمامی کارهای ما اطلاع دارد.

استراتژی تغییر

اکنون در بارهء استراتژی تغییر امت و حرکتش صحبت می کنیم. هر بار یکی از مشکلات

و امراض امت اسلامی را بیان مینمائیم تا به فکر تصحیح آن بیفتیم و دست به

دست هم دهیم و در اسرع وقت به فکر چاره جویی برای این امت باشیم.

حال در بارهء نقش جوانان سخن خواهیم گفت،هم چنین در بارهء جدیت.

حتما می گویید: ما که در رابطه با وظیفه شناسی صحبت کردیم.بلی وظیفه شناسی و

مسوولیت پذیری در مقابل بی مسوولیتی قرار دارد،اما جدیت ضد سستی و شلی است.

 ازهمهء شما به خاطر این تشبیه،معذرت خواهی میکنم،اما بدانید که این پدیده

در میان امت اسلامی

بسیار انتشار یافته است و تا زمانی که جوانان امت بدان

دچار هستند،تغییر،کار بسیار مشکلی است.

سستی و بی ثباتی،بیهودگی،بی بندوباری،بی مبالاتی،عدم جدیت و …در جامعهء ما مترادف

های بسیاری دارد که من از گفتن آن شرم دارم.

تغییر نفس ها

جوانان، بزرگ ترین سرمایهء این امت

ای جوانان امت!به گوش باشید.

حتما سوال می کنید:چرا سخنان شما با جوانان است و آن ها را مورد خطاب قرار داده اید؟

به این علت که جوانان،70% جوامع شرقی را تشکیل می دهند،اما در جوامع

غربی فقط 30% از جمعیت را تشکیل می دهند،آیا می دانید این به چه معناست؟نشاط و سر

زنده گی قرن آتی،از آن امت اسلامی است،زیرا جمعیت ما جوان تر و سر زنده

تر از آنان است.اما آیا می دانید از چه چیزی ترس و بیم داریم؟از این بیم داریم که

همین اقلیت سی درصدی بر اکثریت هفتاد درصدی جامعهء ما پیشی بگیرد.

معادلهء 70% در برابر 30% هیچ است،اما راه حل چیست؟این سخنان بسیار حایز

اهمیتند،زیرا ما سازنده گان امت هستیم!با این وجود می گویید:چرا جوانان؟

کودکی،تندرستی بدون عقل و درک است و پیری،حکمت بدون قدرت و توانایی.

حال چه کسانی هر دو مورد را دارند؟تندرستی و حکمت؟ شما ای جوانان!امتی

که ذخایر فراوان نفتی و گردشگاه های سیاحتی ندارد،چه چیزی دارد؟بزرگ

ترین سرمایهء این امت،جوانانش هستند.

نوت: جوانان اند که در ساختار یک جامعه نقش آفرینی مینمایند و چامعه خود ار بسوی

سعادت مندی و آبادی در همه عرصه ها سوق میدهند

پس باید دست باهم داده بریا شگوفایی کشور خد تلاش نمایم.

هر جامعه ای با جوانان خودش ارزشیابی می شود

ملاک سنجش یک امت،

جوانانش هستند.جامعه شناسان می توانند مشخص کنند که کدام

دولت می تواند تا چه مدت استوار بماند و تا چند سال دوام خواهد آورد؟یا چه وقتی

سقوط خواهد کرد؟مثلا می گویند این کشور تا 22 سال دیگر دوام خواهد آورد و

بعد از آن سقوط خواهد کرد.

چگونه این مساله را تخمین می زنند و از کجا این را می دانند؟آیا علم غیب دارند؟خیر،آنان

برای خود معیار هایی برای سنجش دارند.حتما سوال خواهید کرد که این معیار ها چه هستند؟آن یک

ابزار است!می پرسید: چه ابزاری؟

جواب: عزم راسخ و جدیت است:

(حتي يغيروا ما بانفسهم).

آیا می دانید جامعه شناسان چه کاری انجام می دهند؟

این افراد درمیان مردم واماکن فرهنگی می روند واهتمام وتوجه جوانان را می سنجند

ومد نظرقرارمیدهند. ودراین موارد سرشماری وتحقیق می کنند: چه مقاصد وآرزوهای

دارند؟ هدفشان اززندگی چیست وچه می خواهند سپس درگزارش شان می نویسند که

مثلاً این کشور تاصد

سال دیگردوام می آورد، چرا؟ زیرا جوانان این امت به دنبال امور بی ارزش وپست هستند.

به عنوان مثال: تنها هدفش دوستی با یک دختراست! این بی فایده است:

(إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ)رعد/11

(خدا سرنوشت هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود حالشان را تغییر دهند.)

برخیز، همین الآن اعلان کن وشعارت را باصدای بلند

سربده: <<من قابل اصلاح وتغییر هستم>>

آیا باورتان می شود که این تحقیقات ونظرسنجی های که جامعه شناسان الآن انجام میدهند، از1400 سال

پیش هم رواج داشته است. می گویید: چگونه؟

آیا علت سقوط اندلس

گ(اسپانیای امروزی) را می دانید؟ مسلمانان تا هشتصد

سال درآن زندگی کردندوحکومت را دردست داشتند، پرتغالی ها به فکرافتادند که با چه روشی

مسلمانان را ازاندلس خارج کنند وآن ها را شکست دهند؟ آنان چه کردند؟

اولین مساءله این بود که نمی توانستندپیش ازمطمین شدن ازضعف قدرت مسلمانان، سپاهیانشان

را به آنجا بفرستند، آیا می دانید چگونه ازاین امر اطمینان حاصل کردند؟ جاسوس

های خودرا به اسپانیا فرستادند تاببیندجوانان چه اهداف وآرزوهای دارند.

آنان میان جوانان راه می افتادندوگزارش می نوشتند.

این همان کاری است که امروزه جامعه شناسان انجام میدهند.

آیا یقین پیدا کردید که مقصود اصلی، جوانان می باشند؟ خواهش میکنم با نهایت

اهمیت وجدیت به این سخنان توجه کنید، ای جوانان امت جدیت! ما جدیت می خواهیم.

اگرپرتغالی ها درحالی که جوانان باهم بحث می کردند، به میانشان می رفتند

وجوانی به دیگری می گفت: من بیشترازتو صحیح بخاری را حفظ دارم، دیگری

می گفت: من معادلات شیمی را بهترازتومی دانم وسومی می گفت: آیا کسی

هست که در اسپ سواری مسابقه بدهیم؟

جاسوس ها به پرتغالی ها می گفتند: برگردید ! الآن وقت جنگ با این ها نیست، سپس جاسوس

ها بازمی گشتند وآنان را درحال بحث درباره ای شعروادب می یافتند.

تا این که روزی به اسپانیا آمدند واهداف جوانان را بسیار پست وبیهوده دیدند؛

جاسوس ها جوانی را دیدند که گریه میکند؛ ازاو پرسیدند

چرا گریه می کنی؟ اودرجواب گفت: دوست دخترم مرا ترک کرده است، آنان نزد

پرتغالی ها برگشتند وگفتند: الآن میتوانیم برآن ها پیروزشویم.

تغییر نفس ها

برادرعزیز!

حالا دیدی، بعدازهشتصد سال درعرض دویا سه ماه مارا ازآنجا

بیرون کردند؟ آیا دیدی چگونه این کار را کردند؟ به وسیله اهتمام وخواسته های جوانان.

إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ(رعد/11)

(خدا سرنوشت هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود حالشان را تغییر دهند.)

وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَٰكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (النحل/118)

( ما برآنان ستم نکرده ایم، بلکه ایشان به خویشتن ستم روا داشتند.)

عزیزان من! بسیاری ازکارهای ما فاقد جدیت است.

گمان نکن سخنانی که گفته شد، همه اش منفی بافی است ومن روحیه جوانان را

تضعیف می کنم! خیر من میدانم که درصد بیداری وحرکت درجوانان زیاد است، ولی

درصد زیادی نیز ازعدم جدیت رنج می برند. باید به اهمیت کاری که می کنی، پی ببری.

نام کتاب: جان چو دیگر شد جهان دیگرشود

مولف: عمرو خالد

ترجمه: عبدالحمید گل مهر آبادی

توثیق: مولوی عبدالجلال حنفی

ناشر: کمیته فرهنگی